الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

198

الغدير ( فارسي )

اين روايت را خطيب خوارزمى در ص 204 مناقب خود بازگو كرده است . و در اين شر عبدى : كان الاله وليّها و امينه جبريل خاطب اشاره است ، به اين كه خداى تعالى ، فاطمه را به ازدواج على درآورد و اين پيوند را خود سرپرستى فرمود و جبرئيل امين نيز خطبه خوان آن بود . چه اين خبر از جابر بن سمره رسيده است كه گفت رسول خدا ( ص ) فرمود : آيا مىپنداريد كه من دخترم فاطمه را به ازدواج على بن ابى طالب درآوردم حال آنكه بزرگان قريش به خواستگارى وى آمدند و من نپذيرفتم ؟ در اين كار به انتظار خبر آسمانى ( وحى ) بودم تا آنكه در شب بيست و چهارم ماه رمضان جبرئيل بسوى من آمد و گفت اى محمّد ، ( خداى ) علىّ اعلى بر تو درود مىفرستد ، او روحانيان و كروبيان را در جايگاهى كه به آن « افيح » گويند ، به زير درخت طوبى جمع كرده ، فاطمه را به ازدواج على در آورد . مرا نيز فرمان داد كه خطبه خوان اين پيوند باشم و خداى تعالى خود ولى ( عقد ) بود ( الحديث ) ص 164 كفاية الطالب محب الدين طبرى در ص 31 ذخائر از على ( ع ) روايت كرده است كه گفت ؛ رسول خدا ( ص ) فرمود ملكى بر من فرود آمد و گفت : يا محمّد : همانا خداى تعالى بر تو درود مىفرستد و مىگويد : من دخترت فاطمه را ، در ملاء اعلى به ازدواج على درآوردم تو نيز در زمين وى را به عقد او درآور . « نسائى » و « خطيب » در ص 31 تاريخش ، باسناد از عبد اللَّه بن مسعود ( رض ) آورده‌اند كه گفت : در بامداد عروسى ، فاطمه دختر پيغمبر را لرزشى در بدن افتاد رسول خدا ( ص ) بوى فرمود : اى فاطمه من ترا به ازدواج ( مردى ) كه در دنيا ، سرور و در آخرت از صالحان است ، درآوردم و چون خواستم ترا به على دهم خداوند جبرئيل را مأمور كرد و او در آسمان چهارم به پا خاست و فرشتگان صفها بستند ، پس جبرئيل براى